خرید بک لینک

درباره سایت

love me

مي نويسم حرفاي دلمو واسه عشقم به اميد روزي كه حرفمو بخونه . اون كه دوستش داشتم آدم باگذشتي بود از منم به سادگي گذشت ......

برچسب: تنهايي, غم, غصه, غمگين, عاشقانه, گل تنهايي, نویسنده: raha تاريخ: شنبه 29 تير 1392 ساعت: 4:39

 

برچسب: تنهايي, غم, غصه, غمگين, عاشقانه, گل تنهايي, نویسنده: raha تاريخ: شنبه 29 تير 1392 ساعت: 5:33

 

تو را نگاه می کنم
که خفته ای کنار من
پس از تمام اضطراب
عذاب و انتظار من
تو را نگاه می کنم
که دیدنی ترین تویی
و از تو حرف می زنم
که گفتنی ترین تویی
من از تو حرف می زنم
شب عاشقانه می شود
تو را ادامه می دهم
همین ترانه می شود
کاش به شهر خوب تو
مرا همیشه راه بود
راه به تو رسیدنم
همین پل نگاه بود
مرا ببر به خواب خود
که خسته ام از همه کس
که خواب و بیداری من
هر دو شکنجه بود و بس ...

من از تو حرف می زنم
شب عاشقانه می شود
تو را ادامه می دهم
همین ترانه می شود ...

برچسب: تنهايي, غم, غصه, غمگين, عاشقانه, گل تنهايي, نویسنده: raha تاريخ: شنبه 29 تير 1392 ساعت: 5:39

وقتی تو آمدی و دستت را به سویم دراز کردی ، گفتم

از قفس چه می دانی ؟ گفتی : آزادی

از تنهایی ؟ گفتی : همزبانی

از محبت ؟ : عشق

از دوستی ؟ : صداقت

از بهار ؟ : طراوت

از سفر ؟ : انتظار

از جدایی ؟؟؟ : ....

باز هم گفتم جدایی ؟ سکوت تو مرا شکست و به گریه انداخت .

به چشمانت نگاه کردم و گفتم بگو ...

تو آغوش به رویم گشودی و گفتی :جدایی ، هرگز ... بی تو من میمیرم

برچسب: تنهايي, غم, غصه, غمگين, عاشقانه, گل تنهايي, نویسنده: raha تاريخ: جمعه 28 تير 1392 ساعت: 5:55

خداوندا تنها درخواست من از تو این است
روزی که به اغوش تو باز میگردم
اگر جهنم از ان من شد که میسوزم
با جان و دل چرا که حکم منی که دلت را شکستم
و بر تو پشت کردم همین است
اما
اگر بهشتت از ان من شد
هر چقدرهم زیبا انرا به من هدیه مکن
بهشت من تنها یک چیز است
در ان دنیا
باز عشقم را میخواهم
مرا در وجودش بدم تا جای نفسهایش باشم
میخواهم در وجودش بمانم
تا دوری و دلتنگی هایی که از او در دنیایت مرا ازار داد
برای همیشه مرا تسکین دهد
و بدانم از او جدایی ناپذیرم
این ان بهشتی است که من در رویاهایم دارم
http://uploadtak.com/images/m5638_250668_4342346432755.jpg

برچسب: تنهايي, غم, غصه, غمگين, عاشقانه, گل تنهايي, نویسنده: raha تاريخ: جمعه 28 تير 1392 ساعت: 5:49

برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست...

برای تویی که قلبم منزلگه عـــشـــق توست ...

برای تویی که احسا سم از آن وجود نازنین توست ...

برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...

برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است...

برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی...

برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است...

برای تویی که قلبت پـا ک است ...

برای تویی که عـشقت معنای بودنم است...

برای تویی که آرزوهایت آرزویم است...

برچسب: تنهايي, غم, غصه, غمگين, عاشقانه, گل تنهايي, نویسنده: raha تاريخ: جمعه 28 تير 1392 ساعت: 5:46

 

می گن چرا انقدرتحت فشارش گذاشتی ؟ سکوت می کنم

 

می گن چرا نمی ذاری هرکاری که می خواد بکنه ؟ سکوت می کنم

 

می گن چرا اگر بهت توجه نکنه ازش دلخور می شی ؟ سکوت میکنم

 

می گن چرا وقتی می ره با یکی دیگه اشک می ریزی ؟ سکوت می کنم

 

می گن چرا تمام لحظه هات رو در حسرت با اون بودن خراب می کنی ؟ سکوت می کنم

 

می گن چرا همش به یاد خاطرات قدیمیت غصه می خوری ؟ سکوت می کنم

 

می گن چرا همه ی کارهاشو زیر نظرداری ؟ سکوت می کنم

می گن چرا در حسرت دیدنشی در صورتی که می دونی ناراحتت می کنه ؟ سکوت می کنم

می گن چرا از عالم بریدی چسبیدی به کسی که برات از یه نفرم نمی گذره ؟ سکوت میکنم

می گن چرا حاضر نیستی به کسی نه بگی که دلت رو همیشه می شکنه ؟ سکوت می کنم

می گن چرا واسش هر کاری می کنی در حالی که می دونی فراموش کاره ؟ سکوت می کنم

می گن چرا در برابر توهین و تمسخرش سکوت می کنی چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟

فریاد می زنم

چون دوسش داشتم........

برچسب: متن عاشقانه, حرف دل, عاشقی, مهتابم, نویسنده: raha تاريخ: جمعه 28 تير 1392 ساعت: 5:41

من هیچ نمی خواهم ...

تنها صدایت را می خواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد

نگاهت را می خواهم تا روشنی چشم های خسته ام باشد

وجودت را می خواهم تا گرمای قندیل آغوشم باشد

خیالت را می خواهم تا خاطره لحظه های فراموشم باشد

دست هایت را می خواهم تا نوازشگر بی کسی اشک هایم باشد

و تنها خنده هایت را می خواهم تا مرهم کهنه زخم های زندگی ام باشد

آری تنها تو را می خواهم ...

برچسب: تنهايي, غم, غصه, غمگين, عاشقانه, گل تنهايي, نویسنده: raha تاريخ: جمعه 28 تير 1392 ساعت: 5:39


یک شب سرد تو خیابون تو دستات ، هــــا میکنی

خودتو مقـــــــــــــــــــــــابل دو چشم پیدا میکنی

با نگاهت حس ّ مرموزی رو القــــــــــــا میکنی

وجودت به وجد میاد اما هـــــــــــــــــاشا میکنی

عشق من ، تُو هر روز فرم به فرم به تغییر

از همه نسیــــــــــــــــم طوفان ِ تحت تاثیر

من همونم که تورو این طور ترسیـــم کردم

قلب آزردت ُ  تو آغوشم ترمیــــــــــم کردم

کسی که زخــــــم های روحتو جراحی کرد

شب و روز بی وقفه افکـــارتو طراحی کرد

قلبمو مشغول جمله هــــــــای سادت کردم

من به سختی به وجود ِ سادت عادت کردم

تو رو بی نیاز از آرزوی واهـــــــی کردم

من تو رو به دنیای واقعی راهــــــی کردم

حس خنثی ای که تــــو روح آزادت هست

همه چیزی که از من هنوز تو یادت هست

درونم حس میکنم جوشش اوهــــــــــــومی 

لحظه هــــــــــــایی که تو از دور ناآرامی

دشمن زیبایــــــــــــی از عصاره ی خودم

با فراموش کردن تو از خودم محــــو شدم

تو ازم دور شدی و من بــــــــــی تاب شدم

روز تحمل کردم شب ها بــــی خواب شدم

من کمی وقت میخوام تا ازت ســـــرد بشم

شبیه دنیـــــــــــــــــــــایی که لهم کرد بشم.

برچسب: تنهايي, غم, غصه, غمگين, عاشقانه, گل تنهايي, نویسنده: raha تاريخ: جمعه 28 تير 1392 ساعت: 5:33

کاش می شد روی خط سرنوشت

روزهای با تو بودن را نوشت..

سرنوشت , ننوشت

گر نوشت , بد نوشت

اما باور کن نمی توان سرنوشت خویش را از سر نوشت !

باز هنگام سحر قلمی از تکه زغالی مانده از آتش شبی سرد

میلغزد بر روی تن سرد و بی روح ورق.

و باز هم ردی از سوز دل بر روی خط های یخ زده کاغذ مینویسد.

وباز قصه پر غصه تکرار  ....

روزی درختی بودم تنومند و زیبا ، قدی کشیده

و شاخ و برگ تماشایی داشتم .

عاشق شدم . . . !!!!

عاشق صدای خوش هیزم شکن . . . !!!

و تن خود را بی آلایش تقدیم بوسه های درد آور

تبر او کردم و چه راحت شکستم ، بی صدا خورد شدم ،

چه دیر فهمیدم بی رحم است دل سنگ هیزم شکن

و سخت تر تبر او که سوزاند تنم را ، حالا دیگر زنده نبودم

درخت نبودم ، در چشمان سرد او فقط هیزم بودم و بس

سرنوشتم چه بود ؟

حالا که نه درخت بودم و نه سایه ای داشتم و نه ریشه ای

نه برگی و نه مهمان ناخوانده ای که بر روی دستانم بنشیند

و برای دل کوچکش آواز بخواند و بر خود بلرزد و با آهی سرد

دوباره پر باز کند و به اوج برود

و چه ناجوانمردانه تکه های خرد شده ام در شومینه

رو به چشمانش آتش گرفت و او فقط لذت برد

من در آتش میسوختم و او . . .

و حالا زغالی بیش نیستم و خطی شدم بر

خطوط یخ زده ورق تا شاید ماندگار باشم و همه بدانند

روزی درختی بودم تنومند که عشق مرا به زغالی

تبدیل کرد سیاه و دل سوخته . . .

برچسب: متن عاشقانه, عاشقی, عاشقانه, دل نوشته, نویسنده: raha تاريخ: جمعه 28 تير 1392 ساعت: 5:30

وقتی از دوست داشتن کسی مطمئن نیستی حق نداری دستاشو
 
 
 
بگیری که به دستات عادتش بدی ...

وقتی کسی رو سهم خودت نمیدونی حق نداری پیچ و تاب بدنش رو زیر
 
 
 
و رو کنی ...

وقتی موندنی نیستی حق نداری از آینده های خوش باهاش حرف بزنی و براش رویا بسازی...

وقتی دلت به بودنش شک داره حق نداری بهش بگی عشقم...

وقتی همیشه دنبال یه حرفی،بحثی،سندی،بهانه ای که ترکش کنی حق نداری ادعای دوست داشتن کنی...

وقتی به اعتماد کسی تکیه گاه شدی ... حق نداری زمینش بزنی ...

اگه همه این کارو کردی فارغ از جنسییت مـــــردی...

عشق،دوست داشتن... گرفتن دستی که نه گیر دیروز باشه نه توی
 
غصه فردا...تمام تلاشش بخشیدن خوشی های امروز به تو باشه و ساختن بهتر فردا...

برچسب: عاشقی, عاشقانه, متن عاشقانه, حرف دل, نویسنده: raha تاريخ: جمعه 28 تير 1392 ساعت: 5:28

دروغ های تو قابل تحمل تر بود !

به خاطر کودکی بود و شیطنت

به خاطر این بود که دنیای آدمها را تجربه نکرده بودی

که ببینی یک دروغ

،چه ها میکند !

این جا دروغشان به بهای یک زندگی تمام میشود

!به بهای یک دل شکستن !

اینجا دروغ ها باعث مرگ عشق و اعتماد میشود !

این جا آدم ها دروغ های شاخ دار می گویند

بعد دماغ دراز خود را جراحی پلاستیک می کنند !!!

برچسب: حرف دل, عاشقی, عاشقانه, متن عاشقانه, نویسنده: raha تاريخ: جمعه 28 تير 1392 ساعت: 5:24

وقتی می گویم : دیگر به سراغم نیا !

فکر نکن که فراموشت کرده ام ….

یا دیگر دوستت ندارم !

نه ….

 

من فقط فهمیدم :

...وقتی دلت با من نیست ؛

بودنت مشکلی را حل نمی کند ،

تنها دلتنگترم میکند … !!!

q239_naghmehsara_ir0f0.jpg

برچسب: نویسنده: raha تاريخ: پنجشنبه 27 تير 1392 ساعت: 8:19

با او..

حالا حرفهایمان بماند برای بعد...........

دلخوری هایمان.....

دلتنگی هایمان.....

و تمام اشکهای من....

با او چگونه میگذرد که با من نگذشت؟؟

x1621_j4371_artbeautifulbl.jpg

برچسب: نویسنده: raha تاريخ: پنجشنبه 27 تير 1392 ساعت: 8:17

بسلامتی اونی که دوست داشتن را باتمام

وجود یادش دادم و

اون رفت و

به یکی دیگه امتحان پس داد …

برچسب: نویسنده: raha تاريخ: پنجشنبه 27 تير 1392 ساعت: 8:14

تلخ ترین خداحافظی عمرم....

خداحافظ ....

تنها خواسته ام این بود که نگاهم

کند....

و او هم بگوید...

خداحافظ....

اما انگار....

دیگر ارزش یک خداحافظی را هم

نداشتم.....

برچسب: نویسنده: raha تاريخ: پنجشنبه 27 تير 1392 ساعت: 8:13

ﺁﻏـــــــﻮﺵ ﮐﺴـــﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺑﺩار ؛
ﮐـــﻪ ﺑـــﻮﯼ "ﺑـــــﯽ ﮐﺴـــﯽ" ﺑﺪﻫﺪ ،
ﻧــﻪ ﺑــــﻮﯼ
"ﻫــــﺮﮐﺴـــﯽ"

برچسب: نویسنده: raha تاريخ: پنجشنبه 27 تير 1392 ساعت: 8:09

چقدر خوبه وقتی با عشقت قهر می کنی..

 

بر خلاف میلت میگی دیگه دوست ندارم نمی خوامت

این جمله رو بشنوی :

غلط کردی چه بخوای چه نخوای
مال منی !!

برچسب: نویسنده: raha تاريخ: پنجشنبه 27 تير 1392 ساعت: 8:07

 دو تا رفیق عاشق یک دختر میشن

دختره میگه من 

من 2 جام مشروب برای شما میارم

 



تو یکیش زهر ریختم....

 

 

هرکس زنده بمونه اون با من ازدواج میکنه...!

 

رفیق اولی میخوره میگه: به سلامتی این که من بمیرم

 

و رفیقم به عشقش برسه،

 

رفیق دومی میخوره میگه: به سلامتی این که من بمیرم

 

و رفیقم به عشقش برسه.

 

 

بعد دختره یه پیک میخوره میگه زهر تو این بود!

 

 

میخورم به سلامتی این که رفاقت این دو رفیق به هم نخوره...

 

به افتخاره همه دختر پسرهای باوفا وبامرام......♥userupload 2012 17381169041364232652.181 اشــکــ

userupload 2012 8436284071364232372.131 اشــکــ

برچسب: نویسنده: raha تاريخ: پنجشنبه 27 تير 1392 ساعت: 8:06

دست هايم خالي اند جاي خالي دست تو را هيچ كس برايم پرنمي كند

راستي شاملو مي گفت:دست خالي را بايد برسر كوبيد

برچسب: نویسنده: raha تاريخ: پنجشنبه 27 تير 1392 ساعت: 8:01

تمام خوبي حس مالكيت اينه كه

از كسي كه دوستش داري بپرسي تو مال كي هستي؟

واون بدون معطلي بگه: فقط مال تو

برچسب: نویسنده: raha تاريخ: پنجشنبه 27 تير 1392 ساعت: 7:58

گاهي آن كس كه مي خندد و مي خنداند

مي خواهد حواست را از چشمان گريانش پرت كند.

برچسب: نویسنده: raha تاريخ: پنجشنبه 27 تير 1392 ساعت: 7:53

خدايا ممنونم كه مرا در حد ايوب مي بيني

ولي تماش كن

ديگر بريده ام

برچسب: نویسنده: raha تاريخ: پنجشنبه 27 تير 1392 ساعت: 7:50

برچسب: نویسنده: raha تاريخ: پنجشنبه 27 تير 1392 ساعت: 7:46

دستام گرفتي گفتي: دستات چقدر عوض شده

سري تكان دادم دل گفتم :بي انصاف دستان من تغيري نكرده تو به دستان ديگري عادت كردي

برچسب: نویسنده: raha تاريخ: پنجشنبه 27 تير 1392 ساعت: 7:43

صفحه بندی